خورشاه بن قباد الحسينى
5
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
آذربايجان هرج و مرج پديد آمد ، كوكب اقبال و نيّر سعادت حضرت شاهزادهء دريانوال از افق ابهّت و مطلع اجلال آغاز طلوع كرد * « 1 » . شعر قدش نونهالى « 2 » ز باغ رسول * رخش گوهر شب چراغ بتول ز بستان حيدر گل « 3 » نورسى * كه گل بود پيش جمالش خسى فلك قدر و مه طلعت و مهر چهر * منوّر [ ز ] « 4 » نور رخش ماه و مهر ذكر ظهور حضرت شاه دين پناه شاه اسمعيل بن سلطان حيدر الصفوى الموسوى الحسينى « 5 » از ديار جيلان به قصد والى شروان [ 5 ] چون اراده و مشيّت الهى به تهيّهء اسباب شاهى و ترغيب مقدّمات پادشاهى آن سرو بستان « 6 » ايالت و غنچهء گلستان جلالت تعلّق گرفته بود و سابقهء عنايت نامتناهى رقم « يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ » « 7 » بر صفحهء حال آن نيّر سماى عدالت كشيده ، لاجرم به فحواى « اذا اراد اللّه شيئا هيا اسبابه » « 8 » آثار آن روز به روز از مكمن غيب به جلوهگاه ظهور و بروز مىرسيد تا [ در ] « 9 » شهور سنهء خمس و تسعمايه [ 905 ] به منطوق « الامور مرهونة باوقاتها » « 10 » نهال اقبال و دوحهء اجلال حضرت شاه ظفر دستگاه ، شاه اسمعيل ، كه در اين اوراق همه به حضرت شاه دين پناه مذكور مىگردد ، از جويبار توفيقات ربّانى و چمن تأييدات سبحانى سر بر زده فرق فرقدسايش لايق به تاج وهّاج « إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » « 11 » و قامت زيبايش سزاوار به خلعت « آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً » « 12 » شده جمعى از مريدان و معتقدان صافى ضمير كه از حليهء « 13 » عقل و
--> ( 1 ) . تا اينجا با كمى تصرّف از صص 40 - 238 لبّ التواريخ نقل شده است . ( 2 ) . ب : نونهال . ( 3 ) . ت : گلى . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . ت : الصفوى الحسينى . ( 6 ) . ت ، بوستان . ( 7 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيهء 74 . ( 8 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 . ( 9 ) . ب : ندارد . ( 10 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 235 . ( 11 ) . ص ( 38 ) ، آيهء 26 . ( 12 ) . نسا ( 4 ) ، آيهء 54 . ( 13 ) . ب : حيله .